مدارا با مخالف و مبارزه با معاند در سيره نبوى(ص)

مقدّمه
افراد هر جامعه داراى انديشهها، تفكرات و تمايلات متفاوتى هستند. در ارتباط بين افراد جامعه با حكومت، گروههاى موافق و مخالفى وجود دارند كه با برخوردهاى متفاوت حكومت روبهرو مىشوند. صرفنظر از انگيزه مخالفتها و چرايى آنها، نحوه برخورد حكومت با گروههاى مخالف در جوامع قابل بررسى است و از برخوردهاى ساده و همراه با ملايمت تا برخورد خشن، ضرب و جرح و به دار كشيدن مخالفان را در طول تاريخ شاهد بودهايم. سؤالى كه مطرح است اينكه مخالفان در نظام سياسى اسلام، از چه جايگاهى برخوردارند؟ و برخورد حاكمان با مخالفان چگونه بايد باشد؟ پاسخ به اين سؤالات و اين سؤال كه برخورد پيامبر با مخالفان خود چگونه بوده است نوشتار حاضر را موجب گشتهاند.
البته پاسخ مكفى بحث مفصّلى مىطلبد، آنچه اين مقاله در صدد بررسى آن است تبيين نظرى اين مسئله در اسلام و نحوه برخورد پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله با مخالفان خود است؛ پيامبرى كه آخرين هدايتكننده بشر به سوى سعادت و حامل آخرين پيام رهايى انسان از تاريكىها به سوى روشنايى مطلق است. به مصداق «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب: 21)، با بررسى رفتار پيامبر، درصدد الگوگرفتن از ايشان در رفتارهاى اجتماعى و سياسى در جامعه هستيم.
ادامه مطلب...

مديريت پيامبر اكرم(ص) در غزوه احزاب

زندگى رسول گرامى اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) سرشار از نكاتى است كه اگر با نگاهى نو به آن توجه شود، بسيارى از خط مشىها و سياستهاى اصولى در حوزههاى مختلف علمى، معرفتى، اجتماعى، سياسى، دفاعى و... شناسايى خواهد شد. بررسى دقيق و همه جانبه ابعاد مختلف زندگى اين بزرگان، مخصوصا با شيوههاى جديد و بابهرهگيرى از آخرين دستاوردهاى علمى، از ضرورتهاى جوامع اسلامى است.
يكى از حساسترين و سرنوشتسازترين حوادث صدر اسلام، غزوه احزاب است. مورخان، اين غزوه را بيشتر از آن جهتبا اهميت مىدانند كه آخرين صحنه تهاجم دشمن به نيروهاى اسلام و نقطه اوج اقدامات دفاعى مسلمين بود. اما آنچه كمتر در منابع تاريخى مورد توجه قرار گرفته، مديريت اين حادثه سرنوشتساز و مهم است.
مديريت پيامبر اكرم(ص) در جريان اين غزوه ابعاد مختلفى دارد. در مقاله حاضر كوشش شدهاست، در حد امكان يكى از اقدامات مديريتى پيامبراكرم(ص) در جريان يكى از تدابير آن حضرت يعنى «حفرخندق» مورد بحث و بررسى قرار گيرد. البته مقاله حاضر به مديريتى كه رسول الله(ص) در جريان حفر خندق اعمال فرمودند محدود نمىشود، بلكه موضوع اداره و بهرهگيرى كامل از اين اقدام دفاعى هم مورد بحث قرار مىگيرد.
طرح مسئله
مسلمين پس از اطلاع از آغاز تهاجم قريش، حداكثر هشت روز فرصت داشتند تا نسبتبه انجام هرگونه اقدام تدافعى تصميمگيرى كنند.
تصميم پيامبر(ص) به حفر خندق يكى از بهترين نمونههاى تصميمگيرى شجاعانه است. خندقى به طول حداقل پنج كيلومتر با عرض تقريبى هفت تا ده متر و عمق حداقل سهمتر، مستلزم حجم عظيمى از خاكبردارى است، در حالى كه تمام نيرويى كه در اختيار پيامبر(ص)بود به سه هزار نفر نمىرسيد. حال اين سؤال مطرح است كه چه مديريتى اعمال شد كه توانستبا وجود همه محدوديتها اين اقدام كم نظير را انجام دهد و به نتيجه مطلوب برساند؟
تصوير اجمالى حادثه
غزوه احزاب بنابر قول مشهور در شوال سال پنجم هجرى (1) و در ناحيه شمال و غرب مدينة النبى واقع شد. قرآن مجيد در چهار سوره و در قريب 22 آيه به مسائل مختلف اين جنگ اشاره كردهاست. (2)
سپاه مشركين از سه لشكر به ترتيب زير تشكيل شدهبود:
1- لشكر قريش و همپيمانانش به رهبرى ابوسفيان بن حرب، كه فرماندهانى چون خالدبنوليد، عكرمة بن ابوجهل، عمروعاص، صفوانبن اميه و عمروبن عبدود در آن شركت داشتند. مجموعه نيروهاى تحت فرماندهى ابوسفيان - با احتساب بنىسليم - 4700 نفر بودند كه بيش از 300 اسب و 1500 شتر به همراه داشتند. (3) اين نيروها پس از نزديك شدن به مدينه در محلى موسوم به «رومة» مستقر شدند.
2- لشكر غطفان و همپيمانان آنها از قبايل نجد، به فرماندهى «عيينة بن حصن فزارى» و مسعود بن رخيله و حارث بن عوف جمعا به استعداد 1800 نفر، كه در نزديكى «احد» اردو زدند و تعداد 300 اسب همراه اين لشكر بود. (4)
3- بنى اسد به فرماندهى طليحهبن خويلد اسدى، همچنين يهوديان بنىنضير كه قريش را همراهى مىكردند و نقش آنها بيشتر تقويت فكرى و روحى اين حركت نظامى بود. يهوديان بنىقريظه هم با شكستن پيمان، متحد احزاب محسوب مىشدند. اكثر مورخان تعداد نفرات احزاب را مجموعا ده هزار نفر گفتهاند. (5) اما اين عدد به نظر اندكى اغراقآميز مىرسد. احتمالا مجموع سپاه قريش و متحدانش از حدود 8000 نفر متجاوز نبودهاست.
امتياز عمده سپاه احزاب كه تا آن زمان در منطقه حجاز كم نظير بود، برخوردارى از سواره نظامى با حداقل 600 اسب بود كه برترى كامل آنان بر نيروهاى اسلام را تضمين مىكرد. به احتمال قريب به يقين، نگرانى عمده مسلمين از همين بخش سپاه احزاب بوده است. طبعا اولين اقدام مؤثر سپاه اسلام هم بايد به نحوى طراحى مىشد كه بتواند سواره نظام دشمن را زمين گير و بىاثر كند.
ادامه مطلب...

تأثير حضرت خديجه (س) بر زندگي سياسي پيامبر (ص)

نقش تاريخي زناني نظير حضرت خديجه (س) ممكن است نقشي متعارف - چنان كه از اين عبارت انتظار ميرود - نباشد اما هيچكس در اهميت و تعيين كننده بودن آن ترديدي ندارد و اين موضوع با رجوع به متون تارخي و احاديث و روايات - به طور مشخص در مورد زنان صدر اسلام - در همان نگاه اول رخ مينمايد و نيز چنين ويژگي شايد با مرور زندگي شخصيتي نظير حضرت خديجه (س) به عنوان كسي كه 25 سال در بحرانيترين دوران صدر اسلام در كنار پيامبر بود، بيش از پيش جلوه گر شود. از اينرو براي آشنايي بيشتر با زندگي آن حضرت و ويژگيهاي شخصيتي ايشان، گفت و گويي داشتيم با دكتر نهله غروي نائيني استاديار دانشگاه تربيت مدرس در رشته علوم قرآن و حديث كه حاصل اين گفت وگو تقديم حضور خوانندگان گرامي ميشود.
ادامه مطلب...







